🍁پنجره ای برای تأمل🍁
📚یک برش از یک کتاب📚
« می گویند: روزي سگي داشت در چمن علف مي خورد. سگ ديگري از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد؛ آخر نديده بود که سگ علف بخورد!
ايستاد و با تعجب گفت:
“اوی! تو کي هستي؟ چرا علف مي خوري؟!”
سگي که علف مي خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت:
“من؟ من سگ قاسم خان هستم!”
سگ رهگذر پوزخندي زد و گفت:
“سگ حسابي! تو که علف مي خوري، ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخواني جلوت انداخته بود باز يک چيزي؛ حالا که علف مي خوري ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش!” »
برشی از رمان “زمستان بي بهار”
اثر ابراهيم يونسي
⬅️ ابراهیم یونسی ( زاده خرداد ۱۳۰۵ در بانه و درگذشته ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ در تهران) از مترجمان و نویسندگان شاخص ایرانی است که بیش از ۱۰ تألیف و ۶۰ ترجمه را در کارنامه ادبی خود ثبت کرده است.
بسیاری از آثار مطرح ادبیات جهان و آثار پژوهشی، با ترجمه وی در ایران شناخته شده اند.
⬅️ وی نخستین استاندار کردستان پس از انقلاب ۵۷، در دولت مهندس مهدی بازرگان بود. او به دلیل فعالیت های سیاسی، بعد از کودتای ۲۸ مرداد محکوم به اعدام شده بود که با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شد و سالها در زندان کودتا ماند.
⬅️ از جمله آثار تألیفی وی:
“هنر داستان نویسی”، “مادرم دوباره گریست”، “گورستان غریبان”، “شکفتن باغ”، “زمستان بی بهار” و …
⬅️ و از انبوه ترجمه های او:
“آرزوهای بزرگ”، “تاریخ ادبیات روسیه” ٬ “جنبه های رمان”، “دفتر یادداشت روزانه یک نویسنده”، “سه رفیق”، “تاریخ اجتماعی هنر” و …
![]()










