برشی از یک کتاب
(به مناسبتِ گرامیداشتِ ۲۵ اردیبهشتماه، روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی)
اگر شاهنامه را بدین نام خواندهاند، نه از آن است که نامه شاهان است. به پیروی از هنجار و کاربردی کهن در زبان و فرهنگ ایران، این نامه بزرگ و بیمانند بدین نام خوانده شده است.
… دودیگر آنکه این نامگذاری نیز از استاد فرزانه توس نیست؛ و هرگز نمیتواند نشانهای از ارج و ستودگی شاهان در شاهنامه باشد.
نکوهشهای تلخ و گزاینده فردوسی را از کاووس که نماد پادشاهی دروغین است، جایجای، در شاهنامه میبینیم.
فردوسی در چهره کاووس، خودکامگی، سبکسری، بیداد، گمراهی و دیگر خویهای بد از اینگونه را مینکوهد و در هم میکوبد… .
آری! پادشاهی، همواره در شاهنامه، در کنار پهلوانی، رنگباخته و بیفروغ است؛ و اگر به هر روی، شاهنامه نامه کسانی بتواند بود، بیهیچ گمان، “نامه پهلوانان” است، نه نامه پادشاهان.
…فردوسی آزادهای است که جز آزادگان را نمیستاید. بیهوده نیست که ایرانیان، از او سخنوری اسطورهای ساختهاند؛ او را چونان شاعر ایران، نه شاعر نام و نان در برابر محمود غزنه ایستانیدهاند. زیرا به درستی میدانستهاند که او آزادهای است ستمستیز که خودکامگان بیدادکیش را، دشمنان ایران را، برنمیتابد… .
رویارویی فردوسی، چونان شاعر ایران با خودکامهای چون محمود، داستانی کهن است که دوباره میشود: آویزشِنمادیننیکیاستبابدی
کتاب “مازهای راز” (جستارهایی در شاهنامه) / نوشته “دکتر میر جلالالدین کزّازی” / نشر “مرکز” / چاپ چهارم(۱۳۹۱)
🔹 #کتابهای_خوب_را_دوباره_بخوانیم









