🍁پنجرهای برای تأمل🍁
«درد است که آدمی را راهبر است.
در هر کاری که هست تا او را درد آن کار و هوس و عشق آن کار در درون نخیزد او قصد آن کار نکند و آن کار، بی درد، او را میسر نشود؛ خواه دنیا، خواه آخرت، خواه بازرگانی، خواه پادشاهی، خواه علم، خواه نجوم و غیره.
تا مریم را درد زه پیدا نشد، قصد آن درخت بخت نکرد که:
“فاجاءها المخاض الی جذع النخله”
او را آن درد به درخت آورد، و درخت خشک، میوه دار شد.
“تن” همچون مریم است، و هر یکی عیسی داریم: اگر ما را درد پیدا شود، عیسای ما بزاید؛ و اگر درد نباشد، عیسی، هم از آن راه نهانی که آمد باز به اصل خود پیوندد؛ الا ما محروم مانیم و ازو بیبهره»
******
«مُشک را گفتند:
ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻋﯿﺐ ﻫﺴﺖ!
ﺑﺎ ﻫﺮﮐﻪ ﻧﺸﯿﻨﯽ،
ﺍﺯ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﻫﯽ.
ﮔﻔﺖ:
ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻧﻨﮕﺮﻡ ﺑﺎ ﮐﯽﺍﻡ،
ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﻨﮕﺮﻡ ﮐﻪ ﻣﻦ ﮐﯽﺍﻡ.»
🔹«فیه ما فیه»
🔹اثر خواندنی “مولانا جلالالدین محمد بن محمد”










