🍁پیشنهادی برای مطالعه🍁
🔹عنوان کتاب:
“شاهنامهٔ فردوسی و فلسفهٔ تاریخ ایران”
🔹نویسنده:
مرتضی ثاقبفر
🔹ناشر:
انتشارات قطره-انتشارات معین
🔹چاپ دوم – ۱۳۸۷
⬅️ برشی از دیباچهٔ کتاب:
« “حماسهٔ ملی” هنری است استثنائی، و هنری نیست که همانند سایر هنرها چون شعر، موسیقی قصه، نمایش، معماری، مجسمهسازی و …، همواره در درازای تاریخ وجود داشته و یا اکنون و چه بسا در آینده نیز به آسانی پدیدار شود.
“حماسهٔ ملی” محتوایی عمیقا سیاسی-فرهنگی دارد که تنها هنگام کوشش قوم برای تشکیل یک ملت و یا هنگام آسیبدیدن و تجزیهٔ شدید روح ملی پدیدار میشود تا به شکلگیری و یا تشکیل مجدد ارگانیزم واحدی به نام جامعهٔ ملی یاری رساند.
… “حماسهٔ ملی” والاترین جلوهٔ خودآگاهی تاریخی و بنابراین، گونهای فلسفهٔ تاریخ یک ملت است.
… از آنجایی کهحماسه، تمامی زندگی قوم یا عصر خاصی را بر ما روشن میکند و آئینه تمامنمای زندگی قوم است، و قهرمانان آن دارای خصال کلیاند و عصارهٔ روح یک قوم در منش قهرمان حماسه جمع میآید تا او را نمایندهٔ روزگار و دیار خود گرداند.
… و از آنجایی که روح قومی، تنها انگیزهٔ همهٔ کنشها و آرزوهای یک قوم است؛ و از آنجایی که وجه امتیاز هر قوم از اقوام دیگر، تصورات قوم از خویشتن است؛ پس حماسه گونهای آگاهی جامعه به غایات و منافع و اصول خویش است که میخواهد رفتار گذشتهٔ خویش را توجیه کند تا ارادهٔ یکایک افراد جامعه را برانگیزد و بر شیوهٔ تصور آنان از خویش تأثیر گذارد.
بنابراین از این دیدگاه حماسه از تاریخ برتر است و یگانگی و کلیتی دارد که تاریخ از آن بیبهره است… .
… گرچه انگیزهٔ آغازین پدیدآمدن “حماسهٔ ملی”، بیداری روح و رستاخیز قوم است، اما حماسههای والایی همانند “شاهنامه فردوسی” در عمل میکوشند از این هدف نیز فراتر روند و به فلسفهٔ تاریخ قوم خود دست یابند.
اندازهٔ کامیابی “فردوسی” در دستیابی به این هدف، پرسشی است که باید در پایان این دفتر به آن پاسخ گفت. »










