🍁برشی از یک کتاب🍁
🔹عنوان کتاب: “خودکاوی”
🔹نویسنده: “کارن هورنای”
🔹برگردان: “کامبیز پارسای”
⬅️ “خودكاوی” يا “خودتحليلگری” در واقع آگاهشدن نسبت به احساسات، افكار، باورها، علل رفتار و گفتار خود، و رهاشدن از قيود بيمارگونه و ناسالم، در جهت رسيدن به سلامت رواني، احساس آرامش و زندگي سالم است.
⬅️ برشی از کتاب:
« هستهٔ مرکزی ناراحتیهای روانی، گرایشهای نوروتیک میباشد. این گرایشها، نیروهایی ناخودآگاه و نهفته در اعماق شخصیت شخص هستند، و شخص بیآنکه خود بداند زیر سلطهٔ آنهاست.
البته این نکته را هم نباید فراموش کرد که گرایشهای نوروتیک بهخودیخود در کسی به وجود نمیآیند و منشأ آنها محیط خانوادگی یا محیط اجتماعی نابسامان است.
شخص در محیط نابسامان احتمالا تحت فشار زیاد قرار میگیرد، ناراحتی میبیند، شکست میخورد، آنوقت در تکاپویی مذبوحانه برای گریز از این ناراحتیها و نابسامانیها، امکان دارد که ناخودآگاهانه به راهی غلط و فلسفهای نادرست متوسل شود.
همین توسل ناخودآگاهانه را ما گرایش نوروتیک نامیدهایم.
شخص با پناهبردن به گرایشهای نوروتیک، آگاهیهای خود را از نابسامانیهای محیط سرکوب میکند، اما این گریز نه تنها چارهای درست نیست، بلکه در عمق شخصیت شخص، ناراحتیها و تعارضهای تازهتری پدید میآورد.
برای درمان ناراحتیهای روانی باید ابتدا نیروهای ناخودآگاهی را که منشأ این ناراحتیها هستند شناخت، سپس برای از میانبردن نیروها کوشید. »
(صفحات ۶۴ و ۶۵)
⬅️ “کارن هورنای” (۱۹۵۲-۱۸۸۵) یک روانپزشک-روانکاو آمریکایی بود که اعتقاد داشت صفات شخصیتی جاری شخص، حاصل تعامل بین شخص و محیط است.
طبق فرضیهٔ او موسوم به “روانشناسی کلیگرا” شخص را باید یک کل واحد تلقی نمود که بر محیط اثر گذاشته و از آن تأثیر میپذیرد.










