🍁پنجرهای برای تأمل🍁
برشی از کتاب “جامعهشناسی خودمانی” نوشته حسن نراقی
حقیقتگریزی و پنهانکاری ما
در مجموع، ما ایرانیها علاقه چندانی به روبرو شدن با حقایقی که به هر دلیل مطابق میل و سلیقهمان نباشد نداریم.
… داستان عامیانهی درویشی که سگ کاسهی روغنش را لیسیده بود و آن را نجس کرده بود که میدانید.
درویش مالباخته تنها به این دلخوش کرده بود که انشاالله گربه بوده! در صورتی که خودش خوب میدانست واقعا آن که کاسه را لیسیده و نجس کرده بود سگ بود، نه گربه.
ما هم اکثر مسائلمان را خوب میدانیم، ولی خودمان را هم گول میزنیم…
… و این مشکل در وجود ما ایرانیها وجود داشت؛ حالا همین هموطن وزیر شد… وکیل شد… این روحیه را که از خودش دور نمیتواند بکند. در رأس سازمان تحت نفوذش هم علاقهای به دانستن مشکلاتش نخواهد داشت، چه برسد که آنها را حل کند…










