☘️برشی از یک کتاب☘️
🌸 روانشناسانى كه طرفدار ديدگاه انسانگرا هستند معتقدند افراد براى #خودشكوفايى و معنى در زندگى، برانگيخته مىشوند. “انسان” در مكتب انسانگرايى به تمركز بر ويژگىهايى كه هر فرد را بىنظير مىكند، اشاره دارد.
بر خلاف ديدگاه رفتارى كه اصولى را از پژوهش حيوانى به رفتار انسان منتقل مىكند، ديدگاه انسانگرا اختصاصاً بر ارزشها، عقايد و توانايى فكر كردن به تجربيات خودمان، كه ما انسانها را از گونههاى ديگر متمايز مىكند، تمركز مىنمايد.
… دو تن از برجستهترين نظريه پردازان در چارچوب اين سنت، كارل راجرز و آبراهام مزلو بودند.
نظريه فردمدار “كارل راجرز” (١٩٨٧ – ١٩٠٢) بر بینظير بودن هر فرد، اهميتِ امكاندادن به هر فرد براى اينكه حداكثرِ استعداد خود را تحقق بخشد، و نياز فرد به روبرو شدن صادقانه با واقعيتِ تجربياتش در دنيا، تمركز مىكند.
راجرز هنگام به كار بردن نظريه فردمدار در زمينه درمان، از اصطلاح “درمانجومدار” استفاده كرد تا عقيده خود را در مورد اينكه انسانها ذاتاً خوب هستند و توان بهبود بخشيدن به خود، درون هر فرد -نه در درمانگر يا فنون درمانى- قرار دارد، منعكس نمايد.🌸
🔹عنوانکتاب: “آسيبشناسى روانىDSM5” (جلد١)
🔹نویسنده: “ريچارد هاليجين”
🔹مترجم: “یحیی سید محمدی”
🔹ناشر: “انتشارات روان”
🔹چاپ: شانزدهم/ ۱۳۹۴










